خرید بک لینک
تصمیم گرفتم سال آینده بیست و هفتم اسفند به غاری پناه ببرم و آخر فروردین به زندگی باز گردم. واقعا اگر باید برگشت.امسال نه تنها حوصله نوشتن نداشتم بلکه حوصله هیچ کاری را با آن شوق بی حد که همیشه داشتم

برچسب: نویسنده: فاطمه رحیمی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:21

اینطور نباشه که من در این مدت هیچ چیز ننوشته باشم اتفاقا نوشتم خیلی هم افاضات کردم اما در هنگام انتقال به فضای بلاگفا ناپدید شد. یعنی وقتی کپی و پیست کردم در یک آن دیدم فقط یک ژ باقی ماند. این طور وقت

برچسب: نویسنده: فاطمه رحیمی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:21

چهار شنبه گذشته از طرف آقای رضایی راد کارگردان تئاتر دعوت شدم برای نمایش فرشته تاریخ . رفتن به تئاتر یک فرهنگ و هنر بالاتری نسبت به سینما میخواهد یک طوری برای تنبلها ساخته نشده است. همیشه شب است و از

برچسب: نویسنده: فاطمه رحیمی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:21

تابستان نفسهای آخر را میکشد . همین که وقتی صبح زود از خانه بیرون میزنی لرزش روزهای مدرسه به تن ات میافتد یعنی تابستان تمام شده است. شهریور همیشه به سرعت و ناجوانمردانه میگذرد و بوی عجیب میدهد. مدتها ب

برچسب: نویسنده: فاطمه رحیمی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:21

زنگ تفریح با صدای تیزش توی حیاط خلوت مدرسه میپیچید. صدا کلاغهایی را که در حیاط میپلیکدند تا خوردنی های روی زمین ریخته را بخورند فراری میداد. در حقیقت صدا طوری بود که زهره آدمیزاد را هم آب میکرد ولی خو

برچسب: نویسنده: فاطمه رحیمی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:21

بالاخره پاییز با همه جلال و جبروتش آمد و کوه های تهران را سفید پوش کرد. خاصیت گذشتن از ایام جوانی این است که هر سال از وزیدن باد و و باریدن باران آدم شگفت زده میشود. انگار به خودش میگوید یعنی یکبار دی

برچسب: نویسنده: فاطمه رحیمی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:21

صفحه بندی